افسردگی و آنهدونیا
احساس لذت، انگیزش و پردازش پاداش در افسردگی.
من روانشناسم و کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی را از دانشگاه تبریز گرفتهام. علایق پژوهشیام بر افسردگی، آنهدونیا و ارتباط کنترلناپذیری با انگیزش، عدمقطعیت و پاسخهای استرس متمرکز است. برای ادامهٔ این مسیر، در جستوجوی فرصتهای دکتری روانشناسی هستم.
احساس لذت، انگیزش و پردازش پاداش در افسردگی.
درماندگی آموختهشده، پاسخهای استرس و عدم تحمل عدمقطعیت.
پیوند سازوکارهای مغزی با شناخت، هیجان و رفتار.
تبیینهای تکاملی افسردگی و، در امتداد علایق میانرشتهای من، اخلاق و دین.
پژوهش کارشناسی ارشد من بررسی کرد که یک تکلیف درماندگی آموختهشده چه ارتباطی با آنهدونیا، عدم تحمل عدمقطعیت و شاخصهای فیزیولوژیک استرس دارد. در طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل، از تکلیف رایانهای، مقیاسهای خودگزارشی و سنجههای فیزیولوژیک استفاده شد.
این پروژه تجربهای در طراحی آزمایش، اجرای تکلیف با PsychoPy و تحلیل دادهها در SPSS برایم فراهم کرد. در تحلیلهای این پروژه، اثرهای آماری معناداری به دست نیامد؛ این نتیجه اهمیت تفسیر محتاطانه و توجه به محدودیتهای طراحی و سنجش را برایم برجسته کرد.
تجربهٔ پژوهشی: PsychoPy و SPSS · آشنایی مقدماتی با Python · آشنایی آموزشی با EEG/QEEG و تصویربرداری مغزی.
دربارهٔ پژوهش و وضعیت مقاله ↗موضوع پایاننامه: درماندگی آموختهشده، آنهدونیا و عدم تحمل عدمقطعیت.
زمینهٔ آغازین مطالعات من در دین، فلسفه و پرسشهای اخلاقی.
ترجمههای منتشرشده و در صف انتشار، همراه با نوشتهها و مقالههای پژوهشی من؛ معرفی و وضعیت هر اثر در صفحهٔ خودش آمده است.
مشاهدهٔ نوشتهها و ترجمهها ↗آموزشهای تکمیلی من در روانشناسی، علوم اعصاب، علوم زیستی و مدیریت؛ همراه با خلاصهٔ آموختهها و گواهیهای موجود.
مشاهدهٔ دورهها و گواهیها ↗پرسش دربارهٔ زندگی خوب و رنج انسانها، مرا از مطالعهٔ فلسفهٔ اخلاق به روانشناسی رساند. بخش مهمی از این پرسشها در سالهای تحصیل در حوزهٔ علمیهٔ قم شکل گرفت. در سال ۱۳۹۱ وارد حوزه شدم و در کنار ادبیات عرب و فقه، به مطالعهٔ فلسفه پرداختم. بهتدریج میخواستم بیشتر بفهمم بر چه اساسی میتوان دربارهٔ کار درست داوری کرد و چگونه میتوان برای انتخاب یک شیوهٔ زندگی دلیل آورد.
مطالعهٔ فلسفهٔ اخلاق و خواندن متنهای فلسفی، در شکلگیری شیوهٔ فکرکردنم نقش مهمی داشتند. خواندن «گفتار در روش» دکارت با ترجمهٔ محمدعلی فروغی، از تجربههای تأثیرگذار این دوره بود. توجه به دلایل یک باور، روشنکردن پرسش و آمادگی برای بازبینی دانستههایم را جدیتر گرفتم. این علاقه بعدها با مطالعهٔ بیشتر فلسفهٔ یونان، اخلاق و فلسفهٔ زبان ادامه پیدا کرد.
در همان سالها، فعالیت داوطلبانه با کودکان کار و زنان سرپرست خانوار، پرسشهای فلسفیام را به تجربههای روزمره نزدیکتر کرد. چند سال در برگزاری برنامههای حمایتی، عکاسی و آموزش به کودکان مشارکت داشتم. در این تجربه متوجه شدم دانستن اینکه چه کاری اخلاقی است، بهتنهایی برای کمککردن کافی نیست. برای همراهی با آدمها و فهمیدن امکان تغییر در زندگیشان، به شناخت دقیقتری از تجربه، رفتار و شرایط آنها نیاز داشتم. این نیاز در انتخاب روانشناسی نقش مهمی داشت.
برای ورود به این رشته، ابتدا یک سال را به مطالعهٔ منابع کارشناسی روانشناسی اختصاص دادم. کتابها را میخواندم و یادداشت برمیداشتم؛ سال بعد برای آزمون کارشناسی ارشد آماده شدم. در این دوره توانایی مطالعهٔ انگلیسیام هم بهتر شد و بعضی از منابع را به زبان اصلی خواندم. پس از دریافت مدرک حوزوی معادل کارشناسی در فقه اسلامی، در سال ۱۴۰۰ در کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه تبریز پذیرفته شدم.
در دانشگاه، توجه من به روش پژوهش و توضیحهای زیستی بیشتر شد. علاقه داشتم پرسشهایم را به شکلی صورتبندی کنم که بتوان آنها را با مشاهده و سنجش بررسی کرد. علوم اعصاب برایم جذابتر شد و مطالعهٔ آن را در کنار روانشناسی ادامه دادم. فلسفه هم همچنان بخشی از مطالعههایم ماند و به من در طرح پرسش و روشنکردن مفاهیم کمک میکرد.
در پایاننامهام بر آنهدونیا، یعنی کاهش یا ازدستدادن توان تجربهٔ لذت، و عدم تحمل ابهام تمرکز کردم و از تکلیف درماندگی آموختهشدهٔ هیروتو و سلیگمن استفاده کردم. به بررسی جنبههای بدنی این تجربهها هم علاقه داشتم؛ به همین دلیل، پاسخ گالوانیکی پوست، فشار خون و ضربان قلب را بهعنوان شاخصهایی از برانگیختگی بدنی در پژوهش گنجاندم.
برای ثبت پاسخ گالوانیکی پوست به دستگاه آماده دسترسی نداشتم. با تهیهٔ حسگر و برد آردوینو اونو و استفاده از دستورالعملهای سازنده، قطعات لازم را سرهم کردم. برای دریافت و مشاهدهٔ دادهها روی لپتاپ نیز با کمک دوستان از پایتون استفاده کردم. این بخش از پایاننامه، فرصتی بود تا آشنایی مقدماتیام با برنامهنویسی را در یک مسئلهٔ عملی پژوهشی به کار بگیرم. پژوهش را به پایان رساندم و مدرک کارشناسی ارشدم را گرفتم. مقالهٔ برگرفته از پایاننامه نیز بر اساس بازخوردهای داوری در مسیر بازنگری و ارسال برای انتشار است.
در کنار این کار، علاقهام به تکامل و علوم اعصاب مرا به پرسش دربارهٔ گذشتهٔ انسان رساند: انسان چگونه انسان شد و ذهن و رفتار امروز ما چه پیشینهای دارند؟ این پرسش با علاقهٔ قدیمیام به باستانشناسی هم ارتباط داشت و به انتخاب کتاب «عصب دیرینشناسی انسان» برای ترجمه انجامید. این کتاب را با همکاری لیلا رضایی و با راهنمایی محمدرضا معمار صادقی ترجمه کردیم و در سال ۱۴۰۴ از سوی نشر شمع آوید منتشر شد.
در ترجمهٔ گروهی کتاب «اذهان مشابه» نیز مشارکت داشتهام و مدخل «اخلاق و زیستشناسی تکاملی» از دانشنامهٔ فلسفی استنفورد را ترجمه کردهام. ترجمهٔ این دو اثر به پایان رسیده، اما هنوز منتشر نشدهاند. کار روی این متنها برایم فرصتی بوده است تا علاقههای فلسفی و روانشناختیام را در کنار مطالعهٔ تکامل دنبال کنم.
یکی دیگر از کارهایم از سخنرانی در برنامهٔ روز داروین آغاز شد. برای این سخنرانی، فرضیههای تکاملی مطرحشده دربارهٔ افسردگی را گردآوری کردم. مطالعهٔ این دیدگاهها را ادامه دادم و حاصل آن را به یک مقالهٔ مرور روایی تبدیل کردم که اکنون در حال ویرایش و آمادهسازی برای ارسال است. هدفم در این نوشته، معرفی و توضیح دیدگاههای مختلف و فراهمکردن زمینهای برای طرح پرسشهای پژوهشی تازه است.
آموزش بالینی نیز در کنار مطالعه و پژوهش ادامه داشته است. آموزشهایم نزد دکتر آذرخش مکری و تجربهٔ سوپرویژن مستقیم، بر نگاه من به رواندرمانی تأثیر گذاشتهاند. رویکرد فرایندمحور چارچوب اصلی این آموزشها بوده و دورهٔ درمان شناختیرفتاری را نیز نزد دکتر حسن حمیدپور گذراندهام. در این بخش از مسیرم، برای شنیدن تجربهٔ فرد و فهمیدن شرایطی که رنج او در آن شکل گرفته و ادامه پیدا میکند، اهمیت زیادی قائلم.
قصد دارم تحصیل در روانشناسی را در مقطع دکتری ادامه بدهم. افسردگی، آنهدونیا و اضطراب در مرکز علاقههای پژوهشی من قرار دارند و دوست دارم آنها را با توجه به فرایندهای روانشناختی، علوم اعصاب و دیدگاههای تکاملی مطالعه کنم. روانشناسی اخلاق و مطالعهٔ روانشناختی دین نیز، در پیوند با پیشینهٔ فلسفی و مطالعات دینیام، از علاقههای مناند. در ادامهٔ این مسیر، میخواهم تواناییام در طراحی و اجرای پژوهش را گسترش بدهم و با پژوهشگرانی همکاری کنم که پرسشهای مشترکی دربارهٔ ذهن، رفتار و رنج انسان دارند.
| زبان | سطح | مهارتها |
|---|---|---|
| فارسی | زبان مادری؛ تسلط کامل | خواندن، نوشتن، شنیدن و گفتوگو |
| انگلیسی | حدود B1–B2 | خواندن، نوشتن، شنیدن و گفتوگو |
| اسپانیایی | حدود A2 | خواندن و شنیدن؛ گفتار در سطحی ضعیفتر |
| عربی | حرفهای در خواندن و نوشتن | خواندن و نوشتن |
| لاتین | مقدماتی | آشنایی اولیه با زبان |
سطوح انگلیسی و اسپانیایی بر اساس خودارزیابی و با مقیاس CEFR درج شدهاند.
برای گفتوگو دربارهٔ فرصتهای دکتری، همکاری پژوهشی یا آثار، ایمیل راه مستقیم ارتباط با من است.
mahdi.kavyani.nejad@gmail.com